امروز روز تولد توووووووو می خونیم فقط به خاطر توووووووووووو
نمی دونم باید چه جوری احساسمو وصف کنم.واقعا نمی دونم.می خواستم سعی کنم امروز اینجا بهتون خوش بگذره.کمکم کنین که تلاشام بی ثمر نباشه.
امروز تولد چهار تا گله که خیلی دوسشون دارم و هیج وقت هم هر چقدر هم تلاش کنم تموم این احساس به زبون نمیاد.تواناییش رو نداره
تولد این چهار تا گل رو گذاشتم تو یه روز که این روز به اندازه ی حداقل یک ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ مه شکوه و زیباییشون رو داشته باشه
بگم؟
امروز تولد
ه....................ه....................هو..........................هومــــــــــــــــــــــن جونه
ک.............ک..................کا.....................کام.................................کامران جونه
ت................ت.......................ت..................ترانه ی گلممممممممممممممم
و...............
حمید جووووووووووووووووووووووووووووووووونه
واااااااااااااااااای خیلی خوشحالم.امروز چه روز خوبیه!
ا چرا انقدر تولد سوت و کوره؟
یکی یه آهنگی چیزی بذاره.
آهااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
حالا شد.همه اومدین؟
از یه آهنگ شاد از کامران وهومن شروع می کنیم
خب ۱...............۲.......................۳:
تو خود نمره ی بیستی
تو خود نمره ی بیستی
تو خود نمره ی بیستی
تو مثه هیچ کسی نیستی
وووووووووووووووووووووووووووو بیاین وسط دیگه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
کسی مثل تو ندیدم
توی قصم نشنیدم
نه قدیما و نه حالا
هیشکی نیس اونقده بالا
کسی مثل تو بلد نیست
هم بخواد یک باشه هم بیست
تو رکوردا رو شکستی
توی هر قلبی نشستی


چرا خورشید می تابه؟چرا می چرخه زمین؟عشقه من بگو چرا تو فقط بگو همین
اگه عشق من تو نیستی؟؟؟؟؟؟؟؟؟اگه عشق من تو نیستی
بیاین وسط دیگه.اصلا خوشکلا باید برقصن
ا چی شد همه اومذن؟نه بابا!

هووووووووووووووووووووووووووو
کامران هومن میخونیم با دلی شاد اینم کادوی جشنتون تولدتون مبارک باد
دلتون شاد و لبتون خوش چو گل پر خنده باشین
برین شمعا رو فوت کنین که صد سال زنده باشین
ترانه ترانه دلم آروم نداره ترانه ترانه تولد ما با تو بهااااااااااااره
(
شعرو باشین)
یه حمیدی دارم خوشکل فرار کرده ز دستم دوریش برایم مشکله
شوخی کردم خب
هوووووووووووووووووو حالا دست دست
حمید تو دیگه کی هستی دست گلزارو بستی(اسم کم آوردم ببخشیـــــــــــــد طرفدارای گلزار نزنن)
حالا مجاز!
:
خیال تو می دزدم از تو شبستون خواب تو ابرا پنهون میشم یه وقت نمیره مهتاب بارون میشم می بارم تو آسمون چشمات

اینم ارکستر!
دیگه مجاز بسته
هومن شیطون بلا ابرو کمون مو طلا (اونجاییی که موهاشو طلایی دیدیم احتمالا نوری چیزی خورده بود
)
هوووووووووووووووووووووو حالا دســـــــــــــــــــت!!بیا..................بیاااااااا..............شله..............آهاااا
می خوام بترکونین!!!!!!!!!! یوهووووووووووووووووووووووووو حالا همه بریزیم وسط!
ستاره...............ترانه.............عاطفه..........بهار.... ا ا مهرنوش چرا اونجا نشستی؟بیا وسط ببینم تولده ها

هووووووووووووووووووووووووووووووو حالا بیااااا ۱ ۲ ۳ دیگه شیطونی بسه تا کی واست گل بیارم دسته به دسته؟ با عشوه و قمیش بازم دل منو بردی خودت نفهمیدی ولی...................؟ولی گول منو خوردی
ا ا نزنین.خب ولی دل منو بردی خوبه؟
ووووووووووووو تا حالا روز به این خوبی ندیدیم تولد چهار تا گل
راستی هفت آبان تولد نیلوفر جوووووووونم
بود که من متاسفانه نتونستم بیام و آپ کنم
ولی از اینجا با اینکه دیر شده بهت تبریک میگم عزیزم
اینم به افتخار نیلو جون:
امروز میاد بعد یه عالمه روز و ماه و سال بازم پر شده از خونه ی ما بیا و برو و دنگ و دنگ همه می زقصن با هم اما یکی نشسته تنها وتک و خسته ولی شاد با دل خوش میاد وسط می رقصه هووووووووووو اون گل ما بین همه تکه خوشکله و با نمکه گل مــــــــــــــــــن
این گل ما عروسکه به نرمیه یک شاپرکه تولدش مبـــــــــــــــــــــــارکـــــــــــــــــــ 
آهنگ های درخاستی ندارین؟
خب می خوام از رضایا بخونم چون ازش خوشم میاد
(نیس تا الان نخوندم؟
)
هووووووووووووووووووووو دیگه ازت بریدم دلمو نمیدم پررو شدی دختر دورتو خط کشیدم همه حرفات دروغه سر تو شلوغه................نه نه این خوب نیس









ا...............خب................پیشی پیشی پیشی ملوس خوشکل

از کی تا حالا به این میگن پیشی؟
آهان درس شد



سینیوریتا نترس از عاشق شدن بیا اون با من
سینیوریتا دلت رو بسپر به من بیا اون با من

من من من با مـــــــــــــــــــــــن
اون با من من من من مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
می ترسی قلبتو بشکنم من یه روز ازت دل بکنم من می ترسی تو راه عاشقی زیر قرارام بزنم من

بچه ها این آپو دیگه اگه پایین ۱۰۰ تا نظر بدین ناراحت میشما

راستی مصاحبه tv persia رو دیدین؟ خیلی جیگر شده بودند

بچه ها چرا نشستین؟؟؟پاشین بیاین وسط برقصن دیگه

یوهووووووووووووووووووووووووووووو گل بارون کنین کامران و هومنم اومدن












هووووووووووووووووووووووووو بیاین بیاین ترانه کامران هومن بدوئین بیاین وسط بچه ها دورشون حلقه بزنین.
مهتاب:ا........چیزه سونیا............خب احساس نمی کنی...................
سونیا:مهتاب بیخیال دیگه فعلا وقت نگرانی واسه هیچ چیز نیس
بدوئین بیاین وســــــــــــــــــــــــــــــــــــــط
نیوشا:ولی سونیا..................
سونیا:اه.........چیه؟؟؟؟ چرا همتون امروز اینجوری شدین؟
عاطفه:سونیا تو انگار به یه چیزی دقت نکردیا
سونیا:چی؟؟؟
بهار:سونیا یه نفرمون کم نیست؟؟؟؟
نسترن:مثلا تولدشه ها
سونیا:مثلا کی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شیرین:سونیا حواست کجاس؟؟؟؟؟
سونیا:چی میگین؟؟؟؟تولدشه؟؟؟کامران که هست هومن که هست ترانه هم که اونجاس حمید هم.....راستی حمید کجاست؟؟؟؟
بچه ها:سوووووووووووووووووووووووووونیااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
سونیا:
حالا این پسره کجاس؟؟؟
فاطمه:نیس خیلی به فکرش بودی
سونیا:اهههههههههههههههه یعنی چی؟؟؟از صبح که شماها معلوم نیس کجایین.هر چی زنگ می زنم بهتون جواب نمیدین.بعدشم که هر کدوم به بهونه ای از زیر کار در رفتین.آخه من حواسم به چند تا کار باشه؟
بچه ها:
سونیا:خب یکی بره اینو پیدا کنه
مهرنوش:ببین سونیا جون من یکی خیلی دوسش دارما ولی نازشو نمی کشم
هاله:راس میگه خب می خواست خودش بیاد
شهرزاد:درسته تولدشه ولی دیگه ما نباید نازشو بکشیم که!!!!
سونیا:حالا کجاس؟؟
مهرو:ولی خوب جایی هستا خیلی دلشم بخواد اصلا اونجا باشه
سونیا:یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مگه کجاس؟؟
کامیلا:آره راس میگی مهرو جون حسابی کیکی می خوره و.......
سونیا:چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟کیک فروشی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نازنین:واااااااااااااااااااااااااااای بچه ها این سونیا زده رو دست ارشمیدس
تو از کجا فهمیدی؟
سونیا:مگه خرم؟
حالا چرا اونجا
پروین:خب معلومه.رفته کیکو بیاره
سونیا:کیک به اون بزرگیو دادین دست اون بیچاره تنها بیاره؟؟؟
ریحانه:مگه منگلیم بدیم دست اون تنها بیاره کیک به اون بزرگی و خوشمزه گیو؟تمومش می کنه که
سونیا:پس چی؟؟
ملی:آخه.......چیزه خب......خب فرستادیمش یه کیک فروشی دیگه که یه چیزی بخوره صبح گرسنش بود....
سونیا:از صبح رفته هنوزم بر نگشته؟؟؟حالا بیخیالش یکی زنگ بزنه بگه بیاد
ترانه:چی کار می کنین؟مثلا تولده ها
پاشین بیاین وسط دیگههههه
شادی:من هر چی زنگ می زنم جواب نمیده
یلدا:بده به من ببینم.....اصلا دست من که بیاد این تلفن....خود به خود بر میداره

بوق آزاد شد!!!
نازی:چی شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یلدا:دیدین
نازی:بابا یلدا؟؟؟تو معجزه ای دختر
یلدا:
نازی:
- بله؟؟الو؟؟؟بفرمایید؟؟؟؟الو؟؟؟الوووووووووووووووووووووووو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نسیم:بابا یکی اینو جواب بده
تارا:حالا که اینو گفتی خودت زحمت جواب دادنشو بده
نسیم:اما..........
رها:بابا تلفن خودشو خفه کرد
نسیم:بله؟؟؟
-شما به من زنگ زدینا
ترانه:چی کار می کنین شما؟؟؟؟؟؟بده من ببینم الو حمید معلومه کجایی؟
حمید:شما؟؟؟
ترانه:من ترانه هستممممممممممممم
حمید:کدوم؟؟
سونیا:بده من ببینم.
(( الان اینجا با کلی مکافات آقا حمید یادش اومد و به سوی خونه حرکت کرد.))
زیـــــــــــــــــــــنگ ریـــــــــــــــــــــــــــنگ دیـــــــــــــــــــــــــــــــــنگ دلونــــــــــــــــــــــــــــــــگ بیــــــــــــــــــنگ هستی:بابا یکی اون زنگو جواب بده درو باز کنهههههههههههههههههههههه
بهاران:من نیستماااااااااااااااااااااااااا
سهیلا:کار خودته
بهاران:چرا همش کارای سختو به من میدین؟
((بالاخره با ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ هزار مکافات زنگم جواب دادیم حمیدم اومد و رقص و..........تا رسید موقع شام))
نیلوفر:عمرا اگه بذارم قبل از من بریااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
ثمین:اههههههههههههههههه
ستاره:اصلا اولین نفر خودمم
ترانه:مثلا تولده منه هاااااا.خودم با هومن جون و کامران جون و حمید جون افتتاح می کنیم
بچه ها:

بچه ها:ووووووووووووووووااااااااااااااااااااااااااااااااااایییییییییییییییییییییییییییییییییییی سونیا اینا رو تو درست کردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سونیا:من؟؟من بلد نیستم یه نیمرو درست کنم
رسول:میگم کار تو نیست
سونیا:
کامیار:نکنه حمیدو بیچاره رو وادار کردی؟؟
سونیا:مگه من مثه شمام؟
ترانه:ااهههههههههههههههههه مردیم از گشنگی اصلا چه فرقی داره
کامیار:ای ترانه حرف دلمو زدیا 
ستاره:شکمووووووووووووووووووووو
((بالاخره غذا هم تموم شد و مهمونی به سر رسیدو نتیجه:
هیچ کدوم بزرگ نشدن
ترانه:بله؟بله؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟حالا کامی و هومی و حمید نیستن من که هستم
آخ.........................نزن....................................وااااااااااااااااااااااااااااای.................
قصه ما به سر رسید آپ به داستانو جواب دادن به نظرا چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نرسید
ببخشید تا دفعه ی دیگه واقعا دستم درد گرفت
از همه ی اونایی که نظر دادن و میدن واقعا ممنونم
راستی من نتونستم همه رو خبر کنم چون کامپیوترم گیر کرده نمی تونم واقعا ببخشید
هاله جون شهرزاد جون سارا ب جون دلم براتون یه ذره شده چرا دیگه بهم سر نمی زنین؟
سحر جون و المیرا جون - المیرا جون - سارا جون - سونیا و هنگامه جون - و........ دلم برا شما هم تنگ شده ولی نمی تونم خبرتون کنم
سهر تهی(هومنی) و پروین جون و بهار جون هم که به طور کل ما رو فراموش کردن
و بازم ببخشید اگه تو متن اسم بعضیا رو نیاوردم دیگه اصلا مغزم کار نمیکنه معذرت!!!!!!!!!!
بابای